X
تبلیغات
رایتل

دیگرسو

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

عفرین و پیچیدگیها در بحران سوریه

  
بازنشر چند تحلیل :

1- تداوم پیچیدگیها ی بحران سوریه - عفرین و ورود ترکیه به ماجراجوییهای ادامه دار


نویسنده: صادق ملکی

منبع:  سایت دیپلماسی ایرانی


 صلح از سوریه  دور و سایه جنگ بر آسمان آن کم وبیش سنگینی می کند. دیگر نه سوریه خط مقدم جبهه مقاومت در برابر اسرائیل است و نه آنکارا نگران ادعای تعلق هاتای به دمشق است. فارغ از آن ترکیه در سایه ناامنی در عراق و جنگ در سوریه، با اتمام پروژه گاپ، عملاً شریان حیاتی این دو کشور را در دستان خود قرار خواهد داد.

پیچیده گی ها و آینده بحران سوریه کماکان در پرده ابهام است. سوریه دیگر هیچ گاه به وضعیت قبل از بحران باز نخواهد گشت. همه طرف های درگیر در سوریه  بدنبال سهمی برای خویشند و تضاد ناشی از این سهم خواهی خود عامل مهم تداوم بحران در این کشور است. شاید تمرکز و تلاش برای عدم تبدیل جنگ نیابتی منطقه ای و فرامنطقه ای به جهنم جنگ مستقیم، خود دستاوردی بزرگ برای منطقه و از آن مهمتر مردم سوریه باشد. کردها، علویان و اهل تسنن آن قدر از هم فاصله گرفته اند که حکومت متمرکز برای سوریه تبدیل به یک رؤیا شده و اگر سوریه تجزیه نشده و در قالب یک دولت فدرالی بماند، خود می تواند یک پیروزی تلقی شود. هرچند که سهم خواهی این سه عنصر قومی و مذهبی از قدرت و جغرافیای سوریه، خود بزرگترین چالش آینده این کشور خواهد بود.

و اما عفرین و عملیات شاخه زیتون در حالی وارد دومین ماه خود شده که آنکارا اعلام کرده است که نیروهای اعزامی دمشق به عفرین نیز مورد هدف ترکیه خواهند بود. این سخن و اقدام طرف های درگیر در بحران سوریه به تنهایی تبلور لایه های پیچیده و چند وجهی بحران در سوریه است. اگر جبهه مقاومت با سوریه می تواند به عمق استراتژیک دسترسی یابد، ترکیه نیز با دست یافتن به دیوار حایل به مرزهای نسبتاً امن و از همه مهمتر به موقعیت برتر ژئوپلتیک می تواند دست یابد. کردها با اتصال کانتون ها بدنبال اتصال به مدیترانه اند و روس ها بطور جدی با سوریه به خاورمیانه بازگشته اند اما این بازگشت فقط برای سوریه نیست و اهدافی فراتری را تعقیب می کند. واشنگتن علیرغم آنکه آنکارا را متحد خود می نامد، در عین حال به  کردها  نیز به عنوان جانشینی برای این متحد عاصی خود می نگرد. هنوز بحران سوریه و معادلات آن در مرحله گذر است و تا رسیدن به مرحله آرامش و تقسیم غنایم زمان زیادی باقی مانده است.

اگر آنکارا با حمله به عفرین از فرصت سوچی و آستانه بهره می گیرد تا معادلات را بنفع خویش برهم بزند، اسد و متحدین آن نیز در  غوطه شرقی بدنبال تغییر معادلاتند. شاید پس از عملیات عفرین و غوطه شرقی، از مناطق کاهش تنش و نتایج مذاکرات آستانه و سوچی تنها سایه ای باقی مانده و تحولات میدانی دوباره بیش از مذاکرات سیاسی، نقطه تعیین کننده معادلات برای بازیگران سوریه شود.

در میان هیاهو و اخبار میدانی بحران سوریه، توجه داشته باشید که اردوغان با روحانی تماس گرفته و اطلاع رسانی در مورد عملیات شاخه زیتون را هماهنگی با ایران عنوان کرده و با زیرکی عملاً ایران را در بن بست مواضع روشن قرار می دهد. این بازی اردوغان در داخل نیز مهمترین حزب مخالف اردوغان یعنی حزب جمهورخواه خلق را نیز در موضع انفعالی قرار داده و قلیچ داراوغلو، رهبر این حزب علیرغم مخالف بودن با سیاست های اردوغان، عملیات عفرین را هر چند محدود، تائید کرده است. این در حالی است که تجاوز ترکیه به عفرین هم بر آینده سوریه و هم بر موقعیت ژئوپلتیک ایران و هم بر موقعیت حزب قلیچ دار اوغلو و انتخابات پیش رو در ترکیه، تأثیرات عمیق خواهد گذاشت.

مسلماً ایران و ... با ظهور دولت کردی و یا اقلیم دیگری در منطقه مخالف است و این پاشنه آشیلی است که اردوغان هم در داخل و هم در خارج با استفاده از آن  توانسته است اهداف استراتژیک خود را تعقیب کند. اهدافی که تضعیف موقعیت کردها فقط بخشی از آن بوده و بخش عمده آن حذف و یا تعضیف موقعیت ایران و ... است. تجزیه سوریه و یا ظهور کردهای سوری در قالب یک اقلیم کردی برای ایران خطر دور و برای ترکیه خطر نزدیک است. آنکارا به بهانه ارتباطات کردهای سوری با کردهای این کشور و خطرات مترتب از این ارتباط بر امنیت ملی این کشور، تجاوز و اشغال بخش مهمی از خاک سوریه را توجیه کرده و جهان نظاره گر آن مانده است. این در حالی است که امنیت هر کشور بیش از آنکه حاصل معادلات بیرونی باشد، محصول تدبیر درونی است. کردها اگر در ترکیه جایگاه شهروند درجه یک داشتند، شاید دیگر دلیل کمتری برای ادامه واگرایی با آنکارا می داشتند. ترکیه و بسیاری از رهبران آن علیرغم گذشت نزدیک به یک صد سال از فروپاشی عثمانی، هنوز نتوانسته اند در شیوه کشورداری خود  را از میراث و خوی نظامی گرای عثمانی جدا کنند. روانشناسی رفتاری اردوغان و ملاحظات مترتب بر رویکرد قلدرمآبانه اردوغان در سیاست داخلی و خارجی  تبلور این میراث داری است. ترکیه چه در دروان سکولارها که قبرس را اشغال کرد و چه در دروان به اصطلاح اسلام گراها هیچ گاه از منش نظامی گرایی جدا نشده و در تنظیم روابط خود در ارتباط با همسایگان بیش از زبان دیپلماسی، از زبان زور و نظامی استفاده کرده است.

 خلاصه آنکه عملیات اشغال عفرین و اهداف راهبردی حاصل از آن، در واقع  ورود ترکیه به ماجراجویی ادامه داری است که پایان نزدیکی نمی توان برای آن متصور شد. ترکیه به عفرین نیامده است که برود. ورود ترکیه به خاک سوریه برای ماندن است، همان گونه که در قبرس مانده است. در حالی که ترکیه در بخش های اشغالی سوریه خواهد ماند، برخی در ایران دلخوش به آن هستند که  ترکیه متحد راهبردی ما در سوریه شده، اما ترکیه با تجاوز به سوریه، آمده است تا ما را بزند. مورد حمله قرار دادن نیروهای منسوب به حزب الله و نیروهای اعزامی دمشق از جمله علایم این تحول است.

نکته مهم این که با وجود فراز و نشیب های بحران سوریه در عرصه های میدانی و مذاکرات مختلف، ترکیه همچنان خواهان سوریه بدون اسد و ایران خواهان ادامه قدرت اسد است. بن بست حذف و یا بقای اسد، تا ابد دوام نخواهد داشت. واقعیت های جمعیتی در سوریه، در کنار ملاحظات منطقه ای و بین المللی نسبت به ایران و ترکیه بیش از ماندن اسد، رفتن او را در آینده نشان می دهد. با توجه به این مهم، داشتن راهبرد جایگزین و نحوه مواجهه  با دمشق بدون اسد، برای ایران، عین عقلانیت و تدبیر خواهد بود.  (تاریخ انتشار:چهارشنبه 9 اسفند 1396      17:11)



http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1975217/%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D9%88+%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF+%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%87+%D8%A8%D9%87+%D9%85%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D9%88%DB%8C%DB%8C+%D9%87%D8%A7%DB%8C+%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%87+%D8%AF%D8%A7%D8%B1.html

______________________________________________________________________________________________

2- ایران میان هژمونی روس‌ها و معمای ترک‌ها قرار دارد - عفرین، نقطه تلاقی ایران و کردها


نویسنده: عبدالله مهربان 

منبع :  سایت دیپلماسی ایرانی


 تهاجم ترکیه به شهر کردنشین عفرین در شمال غربی سوریه معادلات را برای تمام بازیگران دخیل چنان پیچیده کرده که هر گونه تصمیمی ممکن است به جبهه بندی جدید در منطقه منتهی شده و نتایج متفاوت و غیرقابل پیشبینی را به همراه آورد. ترکیه به دنبال چیست؟ روس ها چه اهدافی در سر می پرورانند؟ کردها چرا به یک باره تنها شدند؟ عربستان چرا ساکت است و بالاخره نقش ایران در آینده تحولات سوریه و عراق چه خواهد بود؟ زیر پوست تحولات اخیر اهدافی نهفته است که دیپلماسی پنهان و منافع بلندمدت بعضی طرفهای تأثیرگذار، تعین کننده آنها است و به نظر می رسد ایران و کردها اگر دیر بجنبند بازندگان خاموش آن خواهند بود.

تحلیل رفتارهای روسیه گواه آن است که آن کشور به دنبال شکل دهی رژیمی بر پایه ثبات هژمونیک در منطقه است که خود به عنوان قدرت هژمون و ثبات دهنده در رأس هرم قرار گرفته و برای این منظور به مجموعه ای از کشورها نه در عرض بلکه در امتداد خویش نیاز دارد. طبق نطریه ثبات هژمونیک، در ساسله مراتب هرمی این سیستم؛ قدرت هژمون، قوی ناراضی، قوی راضی، ضعیف ناراضی و ضعیف راضی وجود دارد که در صورت هم افزایی هر کدام از وضعیت ها به وضعیتی دیگر تبدیل خواهند شد. لذا روسیه از هر گونه هم افزایی قدرت در ساب سیستم خویش به ویژه ایران که در وضعیت قوی راضی در این رژیم قرار گرفته، ممناعت به عمل می آورد، زیرا تغیر در وضعیت قدرت ایران آن را به قوی ناراضی تبدیل کرده و در آینده هژمونی و نقش رهبری روسیه را تهدید و متزلزل خواهد کرد. لذا روسیه، ایرانی ضعیف را بر ایرانی قوی ترجیح می دهد و سعی خواهد کرد زمینه های افزایش احتمالی قدرت این کشور را کم رنگ کند. برخلاف رژیم های غربی که بر بستری لیبرال شکل گرفته اند رژیم مورد نظر روس ها در فضایی رئالیستی و مبتنی بر بدبینی است. از طرفی دیگر روسیه که تجربه خوشایندی از جهان دو قطبی، مقاومت در برابر غرب و هزینه کردهای آن ندارد با نگاهی میان مدت و ابزاری به چنین رژیمی نگریسته و هدف واقعی آن سهم خواهی از نظم جدید جهانی است. پس مقایسه آن با شوروی دهه شصت و هفتاد که تمام قد پشت متحدان خویش از آمریکای لاتین تا خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی می ایستاد انتظاری عبث و بیهوده است. سکوت و عدم حمایت قاطع از ایران در شورای امنیت قبل از توافق هسته ای، تمایل پنهان به ادامه تحریم های ایران، تعویق طولانی تحویل موشک های اس 300، کم رنگ جلوه دادن نقش ایران در سوریه و ظهور در نقش اصلی و تعین کننده مذاکرات از مصادیق حفظ ایران در نقش وابسته و ضعیف تر است. مهیا کردن فضا برای ورود ترکیه به شمال سوریه دیگر مقوله ای است که نه تنها می خواهد توازنی را میان ایران و ترکیه برقرار سازد بلکه پیش گیری از شکل گیری کریدور مورد نظر ایران هدف اصلی به شمار می آید زیرا روس ها با علم بر این که در عراق پایگاهی ندارند تشکیل کریدور ایرانی و افزایش قدرت این کشور شاید در آینده هژمونی آنها را در رژیم جدید با مشکل مواجه سازد. لذا آنها ایران و سوریه را به شکل جزیره هایی مستقل از هم جهت اعمال نفوذ بیشتر خود ترجیح می دهند.

ترکیه شاید بیش از روسیه، ایران را با مخاطراتی در آینده مواجه سازد. واضح و مبرهن است که منافع ایران و ترکیه به هیچ عنوان قابل جمع نبوده و حاصل جمع همکاری آنها نیز صفر خواهد بود. رقابت ژئوپلتیک، اختلاف ایدئولوژیک، تضاد منافع و اختلافات تاریخی براهینی بر ادعای فوق است با این وجود روسیه با چنان مهارتی این دو کشور را ولو برای کوتاه مدت تا دست یابی به مطامع بلندمدت خویش، کنار هم چیده است که گویی آلمان و فرانسه دیگری در غرب آسیا در حال شکل گیری هستند. حال آنکه نیازی به توضیح نیست که نه خاورمیانه اروپای غربی است و نه نوع رابطه ایران و ترکیه از جنس نئولیبرال آلمان و فرانسه به شمار می آید. علاوه بر آن، سایکولوژی شخصیت اردوغان؛ پیش بینی ناپذیری، چرخش ها و تصمیمات غافلگیرانه که ناشی از پارانویای شدید وی نسبت به هر چیز و هر کسی است هر گونه هم پیمانی و نزدیکی با ترکیه را تحت الشعاع تردید و بدبینی قرار می دهد و ضریب ریسک آن را افزون می کند. به نظر می آید این مسئله، فضای حاکم بر رابطه ایران و ترکیه را نیز به شدت در هاله ای از ابهام قرار داده است، چه در مورد تحریم مرزهای اقلیم کردستان به دنبال رفراندم، اردوغان دست ایران را در حنا گذاشت، ایران را وادار به انسداد مرزها کرد و مرزهای کشورش را به روی کردستان باز گذاشت. معمای زندانی در نظریه بازی های روابط بین الملل شاید رابطه ی جدید ترکیه با ایران را بهتر بازنمایی کند. دو فردی که جرم مشترکی را مرتکب شده و هر کدام در یک سلول مجزا زندانی هستند با توجه به بدبینی نسبت به هم، هنگام بازجویی نگرانند که مبادا آن یکی علیه اش اعتراف کند به همین خاطر راه بهینه را انتخاب می کند و جهت جلو گیری از ضرر احتمالی اعتراف پیشدستانه کرده و علیه دیگری شهادت می دهد. اردوغان نشان داده که حتی نسبت به نزدیکترین کسان خویش و همانها که در قدرت گیری اش نقش اساسی داشتند هیچ گونه تعهدی نداشته و همه را به نوبت بعد از تارخ مصرفشان از دم تیغ گذرانده است. بعد از پاکسازی یاران حزبی اش با تأسی از روش استالینی، این بار نوبت بارزانی بود تا مورد خشم قرار گیرد، در حالی که زمانی وی را دوست و برادر خطاب می کرد. بر همین منوال خیانت پیشدستانه به ایران نیز در آینده احتمالا امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. اردوغان که زمانی سودای ترکستان بزرگ را در سر داشت و نقشه های منشره از سازمان های متبوع اش بخش های زیادی از شمال ایران را نیز به رنگ قرمز در آورده بودند تا به باکو و از راه خزر به آسیای میانه وصل کند، و به این منظور سالها پیش با همکاری باکو تحریک جریانات هویت گرای پان ترک و تشدید گسلهای قومی را در شمال غرب ایران استارت زدند، تضمینی نیست که بعد از رسیدن به اهدافش در سوریه و عراق، دوباره فیلش یاد هندوستان کند.

ترکها اگرچه هدف از اشغال عفرین را حمله پیشدستانه به تهدید کردها اعلام کرده اند اما در پس نیت شان مهار ایران نهفته است. آنها نیک آگاهند که اگرچه در شرایط کنونی، باتوجه به درک نادرست و رویدادهای گذشته میان ایران و کردها دو طرف در مسیرهای متفاوتی گام نهاده اند ولی پتانسیلهای بالقوه همکاری با توجه به اشتراکات فراوان میان آنها همیشه وجود دارد. سکوت معنادار عربستان در مسئله کرکوک و عفرین را در همین راستا باید تحلیل کرد، آن هم عربستانی که سالهای اخیر پای ثابت ادعاها در تحولات سوریه و عراق بوده است. هرچند عربستان و ترکیه دارای اختلافات روشی در جهان سنی هستند اما ایران را دشمن مشترک و بنیادی پنداشته و برای مهار ایران از خط مشی واحدی پیروی می کنند. در واقع ترکیه را باید اسب تروای جبهه ی ضد ایرانی قلمداد کرد. چه آنکه هنوز عضوی از ناتو و هم پیمان اسراییل به شمار می آید. ترکیه اگر چه اکنون بنا بر مصالح موقتی در جبهه ایران قرار گرفته است ولی بالقوه بخشی از اردوگاه غرب بوده و دیر یا زود به آغوش آن بازخواهد گشت.

عربستان به دنبال تشکیل اقلیم خودمختار سنی شبیه اقلیم کردستان در عراق فدرال است که از جنوب با اردن و عربستان و از شمال موصل با ترکیه هم مرز خواهد بود، اقلیمی سنی که تمام مناطق مرکزی و غرب عراق و همچنین کرکوک و موصل بخشی از آن خواهند بود. از شواهد چنین پیداست که با هماهنگی ایالات متحده و بریتانیا آن را به بعد از انتخابات آتی عراق موکول کرده اند. از آن طرف ترکیه نیز چنین سودایی را برای مناطق سنی در مرکز و شرق سوریه فدرال در سر می پروراند که از شمال رقه و عین عیسی (سری کانی) به ترکیه و از جنوب به اردن متصل خواهد شد. بدین وسیله مانع تشکیل کریدور ایرانی در جغرافیای سنی و همچنین کردی خواهند شد. دیدارهای خارج از عرف مقامات روس با همتایان سعودی، اسراییلی و ترک خود در یک سال اخیر بیانگر رضایت روس ها در این زمینه و احتمالا در قبال امتیازاتی است. در طول دوره جنگ داخلی سوریه نزاع پنهانی بر سر دو خط لوله انرژی شرقی-غربی ایران به مدیترانه و جنوبی-شمالی عرب ها به ترکیه و اروپا در جریان بوده که با یک تیر دونشان، هم کریدور ایرانی و هم خط انتقال انرژی ایران را با بن بست مواجه خواهند ساخت. سکوت آمریکا و حمایت ضمنی مقامات بریتانیا و ناتو مبنی بر مشروعیت ترکیه در دفاع از خود می تواند گواهی بر چنین ادعایی باشد. پلان اول اما اشغال عفرین است. اگر کردها در برابر توطئه بین المللی همچنان که تاکنون نشان داده اند تسلیم نشده و قادر به مقاومت باشند عملیاتی کردن مراحل بعدی سناریو نیز شاید با اما و اگرهایی روبرو شود.(تاریخ انتشار:دوشنبه 30 بهمن 1396      13:14)

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1974765/%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%8C+%D9%86%D9%82%D8%B7%D9%87+%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D9%88+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7.html

 ______________________________________________________________________________________

3-کردها نمی گذارند ماجراجویی اردوغان پیک نیک ساده باشد - ایران و عفرین 


نویسنده: صلاح الدین خدیو

منبع:سایت دیپلماسی ایرانی


 حمله هفته گذشته ارتش ترکیه به کانتون عفرین برگ دیگری از یکجانبه گرایی و توسعه طلبی آنکارا را در منطقه رو کرد. گرچه این تهاجم با چراغ سبز روسیه و نارضایتی آمریکا انجام گرفته، اما نفس انجام آن حکایت از یک شیفت خطرناک در اهداف منطقه ای آنکارا و رویه های سیاست خارجی این کشور نسبت به زمان جنگ سرد دارد.

در دوران جنگ سرد تنها کنش نظامی مستقل این کشور حمله به قبرس و اشغال بخش شمالی آن بود.

اکنون ترکیه مانند قدرتهای نظامی بزرگ هزاران کیلومتر دورتر از مرزهایش، رسما در قطر و سومالی پایگاه نظامی تاسیس کرده، بدون اجازه دولتهای عراق و سوریه بخشهایی از خاکشان را اشغال کرده و در کشورهای دوست و برادرش مانند آلبانی و جمهوری آذربایجان حضور نظامی دارد.

این سیاست ترکیه از جهاتی شبیه روسیه پوتین است که از تهدید همسایگان کوچکتر ابایی ندارد و در مواقع مقتضی هم به آسانی به زور متوسل می شود.

چرا ترکیه این گونه رفتار می کند؟ روشن است که علت عمده آن قدرتمندتر شدن این کشور است. ترکیه به لحاظ نظامی و اقتصادی و سیاسی قویتر از گذشته است و در چشم اندازی بلندپروازانه رویای بازتعریف حوزه های نفوذ خود در قرن نوزده را در سر می پروراند. در مقیاسی بزرگتر روسیه هم پس از باخت جنگ سرد به غرب، در پی احیای نفوذ و شکوه گذشته است. بی جهت نیست که رقابتها و رفاقتهای دو کشور به نحوی یادآور روابط پیچیده و اغلب متشنج آنها در عهد امپراطوریهای تزاری و عثمانی است. زوال قدرت آمریکا در اروپا و خاورمیانه هم به کمک این وضع آمده است.

بدترین سناریو برای آینده منطقه تبدیل شدن تدریجی ترکیه به روسیه شرق اروپا و چین شرق آسیاست و بزرگترین بازنده هم در صورت تثبیت این امر ایران خواهد بود. از ابتدای قرن شانزده که با تشکیل سلسله صفوی ایران به نوعی وحدت ملی دست یافت، به مدت تقریبا چهارصد سال با عدم توازن در روابط با همسایه غربی قدرتمندش روبرو بود. تنها پس از فروپاشی امپراطوری عثمانی در دهه بیست قرن گذشته بود که دو کشور تقریبا همطراز شدند. نگاه این کشور به غرب و رویگردانی تقریبا مطلقش از خاورمیانه و وجود قدرتهای منطقه ای چون عراق و سوریه هم، کاری کرده بود که کلاه تهران و آنکارا کمتر توی هم برود.

ترکیه دو دهه اخیر اما بیشتر تداعی کننده سبک و سلوک  امپراطوری عثمانی و کمتر شبیه جمهوری گوشه گیر و قانع به مرزهای آناتولی است. این تحول را اگر در کنار نفوذ معنوی این کشور در جهان اهل سنت و جهان ترکی بگذاریم، قبل از هر کشوری تهدیدی برای ایران است. نه به این معنا که ایران مانند همسایگان کوچک ترکیه مرعوب لشکرکشبهای محدود این کشور می شود، بیشتر از این منظر که توازن دهه های گذشته در روابط دو کشور بتدریج از بین رفته و ترکیه دوباره در نقش همسایه قویتر ظاهر می شود. این امر را در کنار مغازله های آن با روسیه و در غیاب روابط استراتژیک ایران با غرب بعنوان عامل تعدیل کننده، یادآور آرایشهای سیاسی قرن نوزده است. صد البته شکست یا پیروزی این کشور در عفربن می تواند نقطه عطفی در روند تبدیل دوباره این کشور به یک قدرت امپریالیستی شود. مهمترین مانع برای جلوگیری از تبدیل شمال سوریه به شمال قبرس کردها هستند. شکی نیست که یگانهای مدافع خلق نمی گذارند ماجراجویی جدید سلطان به یک پیک نیک آسان تبدیل شود، اما برای متوفف کردن و تحلیل قوای یکی از قویترین ارتشهای جهان به حمایت سیاسی و تسلیحاتی نیاز دارند. مصلحت ایران و بسیاری از کشورهای منطقه در متوقف کردن ماشین جنگی اردوغان است.)تاریخ انتشار:چهارشنبه 18 بهمن 1396      9:57)


http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1974649/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86.html
تاریخ ارسال: چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت 11:16 | نویسنده: ehyaa | چاپ مطلب