X
تبلیغات
رایتل

دیگرسو

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ

چند تحلیل درباره تحولات یمن بعد از مرگ علی عبد الله صالح

دیگرسو: تحلیلهای زیر بعد از کشته شدن علی عبد الله صالح  ،در سایت های « دیپلماسی ایرانی» و «خبر آنلاین» منتشر شد:


 1-  محمد علی مهتدی :  ترور رئیس جمهور پیشین یمن مشابه ترور حریری و قذافی است - کشته شدن علی عبدالله صالح توطئه ای برای جنگ داخلی در یمن 

 

محمد علی مهتدی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که با کشته شدن رئیس جمهور پیشین یمن، هم از بین بردن وحدت ملی این کشور نشانه رفته و هم افزایش فشارها برای از میان برداشتن نیروهای انصارالله؛ اما باید گفت که با مدیریت هوشمندانه انصارالله و ایستادگی و مقاومت مردم یمن در طی سه سال گذشته ما شاد ناکام ماندن تمام برنامه عربستان و امارات در یمن بوده ایم واحتمالا این طرح هم به شکست خواهد انجامید.

محمد علی مهتدی درباره کشته شدن علی عبدالله صالح، رئیس جمهور پیشین یمن و پایان سریع درگیری ها و تنش اخیر در یمن در گفت وگوی اختصاصی با دیپلماسی ایرانی اظهار داشت که پایان سریع درگیری ها و تنش اخیر میان نیروهای انصارالله و طرفدارن علی عبدالله صالح در یمن به دلیل مدیریت هوشمندانه حوثی ها و اتحاد نیروهای عشایری و امنیتی در این کشور بود تا توطئه ای که برای آلوده شدن دامن یمن به جنگ داخلی چیده شده بود ناکام بماند و در نهایت با قدرت نمایی انصار الله این تهدید خنثی شد؛ طبعا این تهدید و توطئه از جانب دشمنان یمن صورت گرفته بود و از روز جمعه نیز کلید خورد، اما در نهایت تمام این تلاش ها به شکست انجامید.

 

کارشناس مسائل خاورمیانه در ادامه اذعان داشت که کشته شدن علی عبدالله صالح را باید تروی دانست که در پشت آن ابهامات و سوالات فراوانی وجود دارد و تا این لحظه در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی  شخص و یا گروه خاصی مسئولیت این اقدام را  را نپذیرفته است. گویا که صالح در یک ایست بارزسی در جنوب صنعا مورد هدف قرار گرفته است، اما این عاملین و تیراندازان نیروهایی غیراز انصارالله بوده اند و یا وابستگان به این نیروها و مضافا این که اگر عاملین از جانب انصار الله بوده اند، این اقدام را در هماهنگی با انصارالله انجام داده اند و یا به صورت مستقل و سرخود هنوز دست به قتل شالح زده اند، اطلاع کافی در دست نسیت؛ ولی این نگرانی وجود دارد که دشمنان یمن از این اقدام نهایت سوء استفاده خود را ببرند، چرا که تجربه خاورمیانه از گذشته تا کنون نشان داده که این دست از ترورها مساله ساده ای نیست و معمولا توسط سیستم های امنیتی – اطلاعاتی طرح و برنامه آن ریخته می شود.

 

مهتدی در پاسخ به این سوال که علت و دلیل پشت پرده حذف رئیس جمهور پیشین یمن در شرایط کنونی تصریح کرد که اقدام به ترور علی عبدالله صالح یادآور ترور رفیق حریری در سال 2005 لبنان و کشته شدن معمر فذافی در لیبی است. از همین رو احتمال می رود که همان کسانی که رئیس جمهور پیشین یمن را وادار و تحریک به درگیری با نیروهای انصارالله از روز جمعه کرده است، اقدام به حذف او کرده اند تا نهایتا مانند لبنان و لیبی کشور یمن نیز به جنگ تنش داخلی کشیده شود، به خصوص این که بافت اجتماعی یمن بافتی عشیره ای و قومی است و مساله ترور و کشته شدن علی عبدالله صالح می تواند به درگیری و تنش بیشتر میان اقوام و عشایر در یمن منجر شود. این کارشناس در ادامه از تشابه مساله تهدید به ترور سعد حریری در چند هفته اخیر با این اتفاق در یمن گفت و اذعان داشت که در مساله ترور سعد حریری انگشت اتهام به سوی حزب الله و تهران رفت تا در نهایت جنگ داخلی میان اهل سنت و شیعه در لبنان برای نابودی حزب الله کلید بخورد که این طرح ناکام ماند، از همین رو میان تهدید به ترور سعد حریری و کشته شدن صالح تشابهات و اشتراکاتی وجود دارد تا پس از ناکامی رئیس جمهور پیشین یمن در برپا کردن تنش داخلی و در ادامه از میان بردن نیروهای انصار الله این بار با حذف او درگیری و جنگ داخلی در یمن پی گرفته شود که می تواند این نقشه از جانب عربستان سعودی و امارات متحده عربی با هدایت اسرائیل طرح ریزی شده باشد. مهتدی در پاسخ به این پرسش که آیا پس از پرتاب دیروز موشک از جانب انصارالله یمن به سمت تاسیسات اتمی ابوظبی و مدیریت تنش چند روز اخیر توسط انصارالله، می توان کشته شدن علی عبدالله صالح را برنامه ای برای فشار بر انصارالله دانست گفت ابتدا به ساکن پرتاب موشک از جانب انصارالله به سمت ابوظبی پاسخ بسیار کوچکی به بمباران های وحشیانه هر روزه عربستان با حمایت امارات متحده عربی است؛ در ادامه نیز باید پذیرفت که تحولات میدانی یمن حاکی از گیر کردن ریاض و ابوظبی در باتلاق یمن است. از همین رو ترور صالح برنامه ای برای کشیده شدن جنگ به داخل خاک یمن است. وی در ادامه خاطر نشان کرد که با کشته شدن رئیس جمهور پیشین یمن، هم از بین بردن وحدت ملی این کشور نشانه رفته و هم افزایش فشارها برای از میان برداشتن نیروهای انصارالله؛ اما باید گفت که با مدیریت هوشمندانه انصارالله و ایستادگی و مقاومت مردم یمن در طی سه سال گذشته ما شاد ناکام ماندن تمام برنامه عربستان و امارات در یمن بوده ایم واحتمالا این طرح هم به شکست خواهد انجامید. (سایت دیپلماسی ایرانی ، 20 آذر 96)

http://irdiplomacy.ir/fa/page/1973619/%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87+%D8%B4%D8%AF%D9%86+%D8%B9%D9%84%DB%8C+%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B5%D8%A7%D9%84%D8%AD+%D8%AA%D9%88%D8%B7%D8%A6%D9%87+%D8%A7%DB%8C+%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C+%D8%AC%D9%86%DA%AF+%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C+%D8%AF%D8%B1+%DB%8C%D9%85%D9%86.html


_______________________________________________________


2- محمد صالح  صدقیان :  احتمال کم رنگ وقوع جنگ تمام عیار داخلی

 

محمد صالح صدقیان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که ائتلاف با عربستان برای علی عبدالله صالح چندان هم آسان نیست، چون که اکنون تمام مردم یمن عامل ویرانی، فقر و بدبختی خود را عربستان سعودی می دانند. لذا عبدالله صالح نیز با چنین سرعت بالایی حاضر به همکاری با عربستان سعودی نخواهد بود.

عبدالرحمن فتح الهی - یمن در 72 ساعت گذشته آبستن حوادث مهمی بوده است و اکنون صنعا با درگیری های میان نیروهای انصارالله و طرفداران علی عبدالله صالح به کانون توجهات تبدیل شده است و عربستان که با صرف میلیاردها دلار طی نزدیک به سه سال گذشته هیچ دستاوردی در یمن نداشته تلاش می کند از این اختلافات نهایت بهره برداری را کند. جنبش انصارالله به عنوان یکی از رهبران جریان های سیاسی، بنا بر ضرورت میدانی و سیاسی با ائتلاف با "المؤتمر" (حزب رئیس جمهور سابق) و علی عبدالله صالح را که روزی متحد عربستان بود، در کنار خود پذیرفت تا تجاوز نظامی عربستان را دفع کند.اما در دل 4 جنگ حوثی ها وعلی عبدالله صالح اختلافات انصارالله و علی عبدالله صالح نیز بر کسی پوشیده نیست، اما سرانجام از چند روز گذشته این اختلافات جدی تر از قبل دوباره شعله ور شده و صنعاء را از روز جمعه  هفته گذشته ملتهب کرده که اکنون هم ادامه دارد. طرفداران انصارالله اکنون می گویند علی عبدالله صالح با این اشتباهات در حال هدایت نوعی کودتا علیه یمن است که نتیجه آن به سود عربستان است؛ اما فراغ از کوتا بودن یا نبودن این حرکت آن چه مسلم است آینده سیاسی و امنیتی یمن بیش از پیش مبهم خواهد بود. از همین رودیپلماسی ایرانی برای تحلیل ریشه ها و تاثیرات این درگیری ها بر تحولات میدانی و سیاسی و نیز آثار آن بر وضعیت جامعه یمن گفت و گویی را با محمد صالح صدقیان، رئیس مرکز عربی مطالعات ایران، رئیس دفتر روزنامه الحیات در تهران و کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داد که در ادامه می خوانید:   

 

با توجه به درگیری های  48 ساعت اخیر بین نیروهای علی عبدالله صالح با نقش آفرینی طارق عفاش و نیروهای انصارالله یمن؛ ارزیابی شما از مسایل دو روز اخیر یمن چیست؟

 

قطعا حرکت نیروهای علی عبدالله صالح کودتایی علیه نیروهای انصالله یمن است. این کودتا نه از 48 ساعت گذشته که از 24 اگوست کلید زده شده است که با همکاری نیروهای علی صالح محمد و برخی از دول عربی خلیج فارس این مساله و کودتا آغاز شده است که این اتحاد نتوانست در 24 اگوست نقشه خود را پیش برده و تلاش هایی را برای رسیدن به اهداف خود دست داشتند که در نهایت نتوانستند کودتای خود را پیاده کنند، چراکه در آن زمان انصارالله با رصد کامل مانع از به اجرا درآمدنش شدند و برنامه و توطئه علیه انصارالله به شکست انجامید. اما این ائتلاف عربی با برخی از نیروهای جدید داخلی همسوی یمنی با نقش آفرینی طارق عفاش (یکی از فرماندهان ارتش یمن و برادرزاده علی عبدالله صالح) که رابطه بسیار قوی با علی عبدالله صالح دارد، این اقدام نظامی و یا کودتا علیه انصارالله انجام گرفت که هدف آنها بر 5 مرحله بود. ابتدا تسلط بر شهرهای بزرگ مانند بیضا، صنعا و به خصوص مناطق تحت کنترل انصارالله بود. دوم اشغال پادگان های نظامی تحت سیطره حوثی های یمن و در موازات آن در مرحله سوم اشغال کردن وزارتخانه ها و ساحتمان های دولتی بود. چهارم زندانی کردن رهبران انصارالله و نهایتا قطع ارتباط صنعا با شمال یمن بود، چرا که فرماندهی انصارالله در شمال یمن قرار دارد، اما در صحنه میدانی این تحولات و اجرای برنامه کودتا تنها تا ظهر شنبه شرایط به سود نیروهای علی عبدالله صالح بود. اما از بعد ازظهر تحولات میدانی این درگیری ها به کلی تغییر کرددر تماسی با یکی از دوستان در یمن برای کسب آخرین اطلاعات از جدیدترین وضعیت میدانی داشتم گزارشات از واگذاری پادگانهای نظامی توسط نیروهای طارق عفاش حکایت داشت و نیز در صحنه نبرد بسیاری از مناطق تحت کنترل نیروهای عفاش در صنعا به سیطره انصارالله درآمد، به گونه ای که تنها یک هجدهم کل خاک صنعا در اختیار نیروهای طارق عفاش است که این منطقه هم مناطق اطراف منزل مسکونی اوست. اما این درگیری های یقینا صفحه جدیدی را در تحولات یمن باز خواهد کرد.

 

باتوجه به تاثیرات تحولات میدانی بر عرصه سیاسی یمن این درگیری ها آبستن چه آینده سیاسی برای یمن خواهد بود؟

 

در موازات با این درگیری های نیروهای ارتش عربستان و جنگنده های ریاض برخی از مواضع انصارالله را بمباران کرده است، اما با توجه به تمام این نکات نمی توان همراهی کامل عبدالله صالح را با عربستان متصور بود، چرا که در طول دوران زمام داری علی عبدالله صالح در یمن روابط و مناسبات او با ریاض همواره ثابت و یک دست نبوده و نوساناتی را داشته است؛ اما سخنرانی 48 ساعت پیش او به نوعی استمداد از عربستان سعودی بود و نیروهای عربستانی را برادران خود خواند. اما یقینا این رفتار در شرایط کنونی و فشار بر نیروهای عبدالله صالح از حانب او قابل توجیه است، اما با تغییر شرایط، رفتار او تغییر خواهد کرد و عربستان هم بر این واقعیت واقف است. لذا ریاض چندان به شخصیت او در آینده سیاسی یمن تکیه نخواهد کرد، به گونه ای که بسیاری از سران و مقامات ریاض در خصوص حرکت نیروهای علی عبدالله صالح چندان نظر یک دستی برای حمایت از او نداشتند و ائتلاف مجدد با او را به دور از عقلانیت سیاسی می دانند. در موازات آن، نیروهای انصارالله هم از گذشته تا کنون اعتمادی به عبدالله صالح نداشتند و من زمانی که از دلایل همکاری آنها (انصارالله) با علی عبدالله صالح می پرسیدم، نیروهای انصارالله اظهار می کردند که به دلیل شرایط و اقتضائات آن دوران مجبور به چنین ائتلافی بوده اند؛ اما در طول دوران گذشته خود نیروهای انصارالله چهار بار با نیروهای تحت امر علی عبدالله صالح درگیر شده اند که این مساله از عدم اعتماد علی رغم ائتلاف حوثی ها با علی عبدالله صالح حکایت دارد. اکنون با توجه به تحولات میدانی در راستای گفته های شما یقینا شرایط سیاسی یمن تغییرات جدی خواهد یافت و قطعا نیروهای انصارالله هم چون تحرکات میدانی در حوزه سیاسی هم پاسخ قاطع خود را خواهد داشت. اما اکنون در دل تحولات میدانی شرایط به گونه ای رقم خورده که نیروهای عبدالله صالح و بسیاری از نزدیکان او از صنعا خارج شده و در بیضا مستقر شده اند، اما در این راستا کمک ها و حمایت های برخی از اقوام یمنی حامی علی عبدالله صالح، در موازات آن وجود برخی پشتیبانی های برخی از کشورهای عربی، یقینا موجب استمرار این درگیری ها خواهد شد و قطعا در چند روز آینده یمن وارد مرحله جدیدی از تحولات خواهد شد، چرا که در صنعا پایتخت یمن علیرغم سیطره انصارالله هنوز شرایط ناپایدار است، برخلاف صعده که ثبات و استقرار در آن وجود دارد. لذا مشکل انصارالله، نه در صعده که در صنعا و بعد بیضا خواهد بود که منطقه بیضا با حضور علی عبدالله صالح نیز از کنترل انصارالله اکنون خارج شده است. لذا صحنه سیاسی یمن بعد از درگیری ها و اختلافات میدانی بیشتر خود را نشان خواهد داد. اما در 72 ساعت آینده تحولات یمن پررنگ تر خواهد شد، چراکه ارتش یمن، نه یک ارتش ملی،  بلکه ارتشی بر اساس بافت و ساختار قومی است و باید دید که نقشه سیاسی این اقوام در دل تحولات کنونی میدانی چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد تا از دل آن اینده سایسی یمن را تعریف کرد.

 

شما به سخنرانی شنبه علی عبدالله صالح اشاره کردید که علاوه بر استمداد از عربستان، دو پیش شرط قطع کامل بمباران علیه یمن و نیز لغو کامل محاصره این کشور را برای هر گونه گفت و گو با عربستان یا هر کشور دیگری مطرح کرد؛ شما این پیش شرط ها را چگونه ارزیابی می کنید، آیا ریاض حاضر به انجام این پیش شرط ها خواهد بود؟

 

در آینده سیاسی و نظامی یمن نباید روی کمک وحمایت سازمان ها و ارگان های بین المللی حساب چندانی باز کرد، چرا که تمام این نهادها از آغاز بحران یمن تا امروز با ائتلاف عربی با محوریت ریاض هماهنگ بوده اند. من بعید می دانم که عربستان سعودی حاضر به انجام این پیش شرط ها باشد. چرا که یقینا قطع بمباران و لغو محاصره به سود انصارالله نیز هست. از سوی دیگر اساسا هماهنگی و ائتلاف علی عبدالله صالح و عربستان سعودی با این سرعت، آن هم در بستر اختلافات این دو وجود ندارد. لذا عبدالله صالح یقینا برای پیشبرد اهداف و عملی کردن پیش شرط های خود باید یک تضمین را در راستای حسن نیت به عربستان سعودی داشته باشد. مضافا اکنون ائتلاف با عربستان برای علی عبدالله صالح چندان هم آسان نیست، چون که اکنون تمام مردم یمن عامل ویرانی، فقر و بدبختی خود را عربستان سعودی می دانند. لذا عبدالله صالح نیز با چنین سرعت بالایی حاضر به همکاری با عربستان سعودی نخواهد بود. در چنین شرایطی بعید می دانم که هم پیش شرط های علی عبدالله صالح از سوی عربستان پذیرفته شود و هم همکاری عربستان با علی عبدالله صالح با این سرعت شکل گیرد. لذا چنانی که قبلا گفتم اکنون آن چه بیش از همه در صحنه کنونی یمن پررنگ تر است، نقش و سمت و سوی تحولات از جانب اقوام یمنی است و زمانی که از 72 ساعت شرنوشت ساز آینده تحولات یمن سخن گفتم، به این دلیل است که باید دید سمت و سوی نقشه سیاسی این اقوام در این چند روز چه تغییری خواهد کرد که یقینا این مساله بسیار سرنوشت ساز خواهدبود.

 

در بستر تشتت یمنی ها میان انصارالله، نیروهای طرفدار علی عبدالله صالح، نیروهای وابسته به عبده ربه منصور هادی و ائتلاف عربی با محوریت عربستان سعودی، سرنوشت مردم یمن با توجه به درگیری های اخیر و کشاکش قدرت چه خواهد بود؟

 

یقینا این مردم مظلوم یمن بودند که هزینه سنگین این جنگ ها را در این چند سال پرداخت کرده اند و متضرر اصلی این درگیری ها آنان هستند که سه سال زیر سخت ترین بمباران ها قرار دارند و اکنون شاهد گرسنگی و قحطی و دست و پنجه نرم کردن با بیماری هایی مانند وبا و...هستیم.  لذا زمانی که در پاسخ سوال قبلی از پیچیده و زمان بر بودن ائتلاف علی عبدالله صالح با عربستان سعودی سخن گفتم به همین دلیل بود، چرا که هر گونه رابطه با عربستان به شدت از طرف افکار عمومی یمنی با مخالفت و انتقاد روبه رو است و یقینا با این درگیری های اخیر مشکلات مردم یمن بیشتر و بیشتر خواهد شد و متاسفانه باید گفت که آینده روشنی برای وضعیت مردم یمن در دل این درگیری ها که بیشتر هم شده، وجود نخواهد داشت.یقینا با این درگیری های اخیر مشکلات مردم یمن بیشتر و بیشتر خواهد شد و متاسفانه باید گفت که آینده روشنی برای وضعیت مردم یمن در دل این درگیری ها که بیشتر هم شده، وجود نخواهد داشت.


اما با افزایش فشارها باتوجه به درگیری اخیر با نیروهای علی عبدالله صالح، آینده انصارالله به کجا  خواهد کشید؟

 

با توجه به سخنرانی 48 ساعت پیش عبدالملک الحوثی سخنانی را دال بر کنترل و سیطره بر امور را بیان داشت. لذا هرچند که عکس العمل انصارالله، نه از یک موضع قاطع و قوی منتهی با عکس العملی حساب شده و با برنامه ریزی در تحولات اخیر همراه بوده است و از همین رو نیز توانستند شرایط چند روز اخیر را کنترل کنند. لذا انصار الله با پشتیبانی مردمی و افزایش قدرت نظامی خود توانسته به نقطه بی بازگشتی در صحنه سیاسی - نظامی یمن دست یابد و اکنون شاهد قدرت نمایی انصارالله در این موضع هستیم، چرا که ائتلاف عربی با محوریت ریاض در سه سال اخیر با هدف کنترل و تصرف صنعا و صعده ناکام مانده و این نیروها توانستند برنامه علی عبدالله صالح را مانند کودتای 24 آگوست نیز ناکام بگذارند و اکنون شرایط و تحولات میدانی صعده، صنعا، بیضا و سایر شهرها اگرچه به صورت کامل سود نیروهای انصارالله نیست اما نمی تواند باعث از میان رفتن آنان شود و حتی با استقرار علی عبدالله صالح در شهر بیضا و حمایت برخی از اقئوام از او اما بخش دیگری از اقوام این مناطق طرفدار نیروهای انصارالله هستند. لذا آینده تحولات شاید بافشارهایی علیه انصارالله همراه باشد، اما یقینا نمی تواند خللی در آنها ایجاد کند.

 

اگر در راستای نکته شما نقشه سیاسی اقوام هم به تشتت کنونی یمن دامن بزند و درگیری ها داخلی پررنگ تر شود، آیا باید منتظر درگیری و جنگ داخلی تمام عیار در یمن باشیم و در ادامه احتمال برخورد، مداخله و حضور نیروهای حافظ صلح سازمان ملل وجود دارد؟

 

احتمال جنگ داخلی تمام عیار در آینده تحولات یمن را نباید دور از ذهن داشت، چرا که نقشه سیاسی اقوام و قبایل یمنی هنوز به روشنی مشخص نیست. هرچند که این خطر کمتر از 40 درصد است، چرا که از آن سو به احتمال قوی تر نیروهای انصارالله با کنترل مواضع و نیز افزایش قدرت خود سبب کاهش تنش های داخلی و افزایش ثبات خواهند شد و خطر سایه جنگ داخلی را از یمن دور خواهند کرد که باز تاکید می کنم نقشه سیاسی اقوام در این خصوص بسیار موثر و سرنوشت ساز است و احتمال دارد در این راستا عربستان سعودی با اعطای برخی کمک ها به برخی از اقوام، حمایت آنان را از خود داشته باشد تا بتواند نقشه سیاسی یمن را به سود خود تغییر دهد. اما در خصوص دخالت نیروهای حافظ صلح سازمان ملل باید گفت که کارنامه آنان در پرونده یمن سیاه تر از آن است که بخواهند اقدامی برای کاهش تنش و درگیری در یمن داشته باشند و حتی در زمینه رفع محاصره و ارسال کمک های انسان دوستانه غذایی و دارویی و یا قطع بمباران های هر روزه عربستان شاهد هیچ عکس العمل جدی و قاطعی نبوده ایم و تنها به چند گزارش صلیب سرخ و سازمان ملل در خصوص وضعیت بد مردم یمن اکتفا شده است. لذا در آینده سیاسی و نظامی یمن نباید روی سازمان ها و ارگان های بین المللی حساب چندانی باز کرد،چرا که تمام این نهادها از آغاز بحران یمن تا امروز با ائتلاف عربی با محوریت ریاض هماهنگ بوده اند . (سایت دیپلماسی ایرانی، 20 آذر 96)

http://irdiplomacy.ir/fa/page/1973615/%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%84+%DA%A9%D9%85+%D8%B1%D9%86%DA%AF+%D9%88%D9%82%D9%88%D8%B9+%D8%AC%D9%86%DA%AF+%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1+%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C+.html


________________________________________________________________________

 


 

 3-حسن بهشتی‌پور: مرگ علی عبدالله صالح تنها به سود یک جناح است - موازنه در خاورمیانه از غرب وارد شده است | بحران یمن تحت تأثیر تبلیغات رسانه‌هاست

 

 حسن بهشتی پور کارشناس مسائل بین المللی در گفت و گو با خبرآنلاین معتقد است قدرتهای بین المللی توازن منطقه ای خاورمیانه را بهم می زنند.

 

محمد اکبری: تحولات اخیر منطقه نشان می دهد که خاورمیانه جدیدی در حال شکل گیری است. پس از پایان داعش، تحولات یمن افت و خیز دوباره ای به خود می بیند و در این میان درگیری انصارالله و نیروهای منسوب به عبدالله صالح باعث کشته شدن او می شود؛ موضوعی که می تواند باعث تغییراتی در موازنه قوای در منطقه گردد. اما موازنه قوا در خاورمیانه به چه صورتی تعریف می شود؟ آیا قدرتهای منطقه ای خاورمیانه دارای قدرت ذاتی برای بروز و ظهور در این زمینه هستند و می توان امیدوار بود در این منطقه توازن نسبی برای ایجاد صلح دائمی شکل گیرد؟ چه کسی قصد دارد توازن و ثبات خاورمیانه را بهم بزند؟ ایران یا عربستان؟ در این باره با حسن بهشتی پور، کارشناس مسائل بین المللی گفت و گو کرده ایم که در ادامه می آید:

 

روند تحولات یمن فضای پیچیده ای را در منطقه نوید می دهد. در ابتدا بفرمایید، کشته شدن علی عبدالله صالح چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟

 

بدون شک حذف علی عبدالله صالح از موازنه قدرت در یمن ضربه مهمی به نقش آفرینی قبیله حاشد در سیاست یمن است که در چهل سال اخیر فعال بوده و به احتمال زیاد فرزندان او قادر نخواهند بود جای او را در آینده قدرت در یمن پر کنند.

 

به نظر شما موازنه قوا در خاورمیانه قابل تعریف است؟ ایران متهم به این است که با رفتارهای ثبات زدا و نفوذ در عراق و سوریه این توازن را به هم میزند؟ آیا ایران چنین فضایی را دنبال می کند؟ یا قدرتهای بزرگ با حضور خود در این منطقه اجازه تعریف طبیعی از توازن قوا در این منظقه را نمی دهند؟

 

باید گفت که این قدرت‌های سلطه‌گر هستند که در ایجاد موازنه های قدرت در منطقه نقش داشته و خواهند داشت. اینطور نبوده که کشورهای منطقه به تنهایی و با ابتکارهای خود این موازنه را به‌ وجود بیاورند. ما در دنیای امروز با واقعیت‌هایی روبرو هستیم که توسط قدرتهای بین‌‌المللی به دیگران تحمیل می شود.در واقعیت امروز جهان ما با سه سطح از قدرت روبرویم؛ سطح ملی، سطح منطقه ای و سطح جهانی. در سطح بین‌المللی ما یکسری بازیگرانی داریم که این بازیگران قوانینی را به وجود آورده‌اند که از 400 سال پیش شکل گرفته است و جدید نیست. یکسری توافق‌ها و قراردادها به حالت عادی شکل گرفته و بعدها در اثر جنگ‌ها، رقابت‌ها و برخوردها، موازنه‌ای را تشکیل دادند که در دوران قبل از جنگ سرد، نظام و سیستمی را تشکیل دادند که به‌ نام نظام دوقطبی معروف شد و بعد از فروپاشی شوروی، دنیا به سمت نظام تک‌قطبی رفت که بعضی‌ها می‌گویند نظام بی‌قطبی، بعضی‌ها هم می‌گویند چندجانبه‌گرایی؛ یعنی دیگر قطب از بین رفته، ولی اتحادیه‌ها و سازمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی نقش‌آفرین شده اند.در منطقه استراتژیک در سطح دنیا توازن موجود قابل بررسی است. یکی از آن‌ها آسیای غربی یا خاورمیانه است که این موازنه بر اساس نقش‌آفرینی کشورهای منطقه، یعنی همان کشورهای تاثیرگذار آسیای غربی و نظام بین‌المللی قدرت به وجود آمده است. نه ایران این موازنه را به وجود آورده و نه می‌تواند برهم‌زننده این موازنه باشد، اما می‌تواند یک بازیگر بسیار فعال و تاثیرگذار در تداوم این موازنه باشد، همانطور که الان است.

 

به نظرتان این بازیگری فعالی که از سوی ایران شکل گرفته و گفته می شود که در عراق و سوریه فعال است و همچنین به نوعی متهم می شود که در یمن نقش جنگ نیابتی را با عربستان انجام می‌دهد، این نقش فعال را می‌توانیم به‌عنوان یک برهم‌زننده موازنه قلمداد کنیم؟ با عنایت به اینکه عربستان احساس می‌کند نقش خودش را از دست داده و می‌خواهد فضای موجود را با یک جنگ و تنش پیش ببرد؟

 

باید گفت که این‌ها تبلیغات غربی‌هاست. رسانه‌های غربی درباره ایران یک واژه‌ای درست کردند به ‌نام بی‌ثبات ‌سازی. می‌گویند که ایران عامل بی‌ثبات ‌سازی در منطقه خاورمیانه است. حالا چرا ایران منطقه را بی ثبات می کند ؟ می‌گویند ایران با برنامه موشکی خود این توازن را برهم می زند.باید از غربیها پرسید وقتی شما میلیاردها دلار سلاح به عربستان سعودی می‌فروشید و انواع موشکهای چینی در اختیار عربستان گذاشته می شود آیا این اقدام ها توازن را به هم نمی‌زند؟ آیا رژیم صهیونیستی که حداقل 200 تا 300 کلاهک هسته‌ای دارد و آمریکا انواع و اقسام سلاح‌های مدرن و پیشرفته را به اسرائیل می‌فروشد، آیا این موازنه را به هم نمی‌زند؟ می‌گویند نه، در موازنه‌ای که ما تعریف می‌کنیم، این‌ اقدام ها توازن موجود را برهم نمی‌ زند. پس چه کسی موازنه را به هم می‌زند؟ اتفاقا این‌که ایران می‌‌آید برای دفاع ازخود موشک تولید می‌کند، توازن موجود تثبیت می شود . باید توجه کرد موازنه را چه کسی تعریف می کند. غربی ها می گویند موازنه را ما یعنی قدرت‌های بین‌المللی ازجمله آمریکا به وجود می‌آوریم، و خود ما تعریف می کنیم که ایران این توازن را برهم می زند.در حدود یک سال و نیم است که در تبلیغاتشان مرتب آنرا تکرار می کنند. قانون کاتسا را هم به همین بهانه در کنگره آمریکا تصویب کردند که به اصطلاح با بی‌ثبات‌سازی ایران مقابله کنند.در این قانون ضد ایرانی اتهام حمایت از تروریستها، بحث ساختن موشک‌های بالستیکی و ادعای نقض حقوق بشر و از این دست را در این ظرف وارد کردند و با یک کلمه بی‌ثبات‌سازی تعریف کرده‌اند. بنابراین ما باید حواسمان باشد چه مفهومی را و چگونه تعریف می‌کنیم. اگر ما هم بگوییم ایران در یمن به دنبال جنگ نیابتی است و موازنه را به هم می‌زند، یعنی چه؟ یعنی همان حرفی که غربی‌ها می‌زنند. اتفاقا ایران از مردم مظلومی که زیر بمب باران نیروهای متجاوز عربستانی و اماراتی که سلاحشان را آمریکا، انگلیس و فرانسه تامین می کند، قرار دارند، حمایت میکند. مردم یمن که صدای سازمان ملل هم از این همه خشونت و تجاوز به آنها درآمده است. مردمی که با وبا، دیفتری، انواع و اقسام بیماری‌های مسری دیگر دست و پنجه نرم می کنند و در فقر و فلاکت قرار گرفته اند. اما نمی‌خواهند بپذیرند یک کشور دیگری بیاید برای آنها تعیین تکلیف کند. ایران دارد از چنین مردم مقاومی حمایت می کند.حالا جالب است که در این میان علی عبدالله صالح رئیس جمهوری که سی سال دیکتاتور یمن یوده اما در برابر تجاوز عربستان به جبهه حوثی ها پیوسته بود بعد از آنکه فریب وعده های عربستان را خورد و به نیروهای مردمی پشت کرد و عازم مارب شد. در یک توطئه ای که مشخص نیست پشت آن چه کسانی قرار دارند، کشته می شود. با وجود آنکه مشخص نیست دقیقا چه کسانی او را به قتل رساندند اما بی شک کشته شدن او به نفع عربستان و عبد ربه منصور رئیس جمهور برکنار شده یمن است.در چنین شرایطی که مردم یمن علیه کشور متجاوز و متحدانش می‌جنگند و فقط ایران به آن‌ها کمک می‌کند، متهم به راه اندازی جنگ نیابتی می شود چرا؟ به خاطر اینکه بیش از دوسال است مانع از به نتیجه رسیدن تجاوز آنها به یمن شده است.متاسفانه رسانه های دنیا موضوع‌ها را برعکس به افکار عمومی القاء می‌کنند و تلاش می کنند متجاوز را مجری قانون و اعاده کننده حاکمیت قانون در یمن معرفی کنند، از آن طرف حوثی ها را ترویست و ارتش مقاوم یمن را که به ریاض و ابوظبی موشک می زند ماجراجو می دانند.

 یک کشور خارجی به نام عربستان با تشکیل یک ائتلاف در جهت اهداف توسعه طلبانه غرب و طمع خود به یمن تجاوز کرده و بیش از دو سال است که همه گونه آسیبی به مردم یمن رسانده است. بزرگ‌ترین جرم ایران این است که به این مردم درمانده می خواهد کمک انسانی برساند. این کجایش بی‌ثبات‌سازی است؟ آن‌ها دارند این تعریف را می‌کنند. کجایش موازنه را بر هم می‌زند؟ یعنی در واقع آن‌ها دارند یک چیزی را به یک ملتی تحمیل می‌کنند؛ با جنگ، با تجاوز آشکار، دنیا هم سکوت کرده یا دارد تایید می‌کند، آن موقع خودمان می‌آییم و این را باور می‌کنیم. واقعیتش این است که موازنه‌های قدرت در سطح بین‌المللی، در سطح منطقه‌ای به وسیله قدرت‌ها به وجود آمده و به تدریج هم به وجود آمده و یکدفعه شکل نگرفته و بعد کشوری مثل ایران بی‌ثبات‌کننده این موازنه نیست،‌ بلکه آنهایی هستند که با صدور اسلحه، با ایجاد جنگ و ناامنی، عملا تجاوزگری را در منطقه تعریف می‌کنند و عملا کمک می‌کنند به کشورهایی که می‌خواهند در امور کشورهای دیگر دخالت کنند. باید به آن‌ها این موضوع‌ها را گفت و از دیدگاه من آن‌ها عامل بی‌ثبات‌کننده هستند.

 

نظرتان این است که تنشی که بین ایران و عربستان است، برآمده از منازعه و تضاد ذاتی بین ایران و عربستان نیست، بلکه چیزی است که ازخارج منطقه خاورمیانه به این منطقه تزریق و تحمیل می‌شود و این تنش محصول آن است؟

 

ما در تحلیل خود باید چندجانبه‌نگر باشیم، یعنی جنبه‌های مختلف یک موضوع را با هم ببینیم. یک جنبه‌اش مداخلات قدرت‌های بزرگ هستند، مثل آمریکا، اسرائیل و منافعی که آنها دارند. دامن‌زدن به اختلافات بین ایران و عربستان به نفع آمریکا و اسرائیل است و بهره‌برداری‌ آن را می‌کنند. ولی این یک جنبه داستان است و در جنبه دیگر داستان حتما ما باید توجه داشته باشیم که بالاخره ایران و عربستان به‌عنوان دو قدرت مهم بازیگر در منطقه با هم چالش دارند و خودشان هم باعث و بانی یکسری مسائل شدند. اینطور نیست که ما بگوییم ایران و عربستان اصلا هیچ نقشی ندارند و این قدرت‌های بزرگ مثل آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سایر کشورها هستند که در این‌جا دارند این مشکلات را به وجود می‌آورند؛ نه. یک بخشی از این مربوط می‌شود به آمریکا، روسیه و سایر کشورهای بازیگر و از آن طرف دیگر یک بخشی دیگر مربوط می‌شود به خود کشورهایی مثل ایران، عربستان سعودی، مصر، ترکیه، پاکستان؛ این‌ها همه کشورهایی هستند که در منطقه تاثیرگذار هستند و سیاست‌هایشان هم تحولات منطقه را تحت تاثیر قرار می‌دهد ، یعنی ما باید به هر دو جنبه توجه کنیم.(خبر آنلاین،18 آذر 96)

https://www.khabaronline.ir/detail/733452/World/middle-east

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت 18:37 | نویسنده: ehyaa | چاپ مطلب